السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
50
جواهر البلاغة ( فارسى )
است كه قحطى و خشكسالى آنان را به انسان نزديك مىسازد . « 1 » 4 - الشّمس من مشرقها قد بدت * مشرقة ليس لها حاجب « 2 » كأنّها بوتقة أحميت * يجول فيها ذهب ذائب « 3 » خورشيد از مشرق خويش آشكار شد در حالى كه بىپرده مىدرخشيد . چونان بوتهء گداخته شدهاى كه در آن طلاى مذاب به جوش مىآيد و حركت مىكند . « 4 » 5 - قالت أعرابية تصف بنيها : هم كالحلقة المفرغة لا يدرى أين طرفاها . « 5 » يك زن باديهنشين در وصف پسرانش گفت : آنان بسان حلقهء ريخته شده هستند كه دو طرفش معلوم نيست . [ آغاز و پايانش معلوم نيست ] . « 6 » توضيح : حلقهها دوگونه است : گاه يك آهن را گرد مىسازند ؛ در اين حلقه ، محل برخورد دو سر آن معلوم است . و گاه فلز گداخته شده را در يك قالب دايره شكل مىريزند ؛ اين حلقه همه جايش همسان است . 6 - عزماتهم قضب و فيض أكفّهم * سحب و بيض وجوههم أقمار « 7 »
--> ( 1 ) - « انس » به فتح اول و دوم كسى است كه با او انس مىگيرى و جمع آن « آناس » است ؛ « انس » واژه ديگرى از قلمرو « انس » به كسر اول است . « محل » : خشكسالى ، قحطى . شاعر حالش را در بىرغبتى به ملاقات با مردم به حال حيوانات وحشى تشبيه كرده است كه تا ناچار نشوند و در تنگناى قحطى قرار نگيرند به انسانها رو نمىكنند . مشبّه : حالت شاعر در بىرغبتى به ملاقات با مردم است . مشبّهبه : حالت حيوانات وحشى در هنگام رويكرد اضطرارى به مردم است . كاف : ادات تشبيه . وجهشبه : هيئت برداشت شده از بىرغبتى ، ملاقات و اضطرار . تشبيه تمثيل و مجمل است . ( 2 ) - اين شعر از وزير مهلبى است . ( مترجم ) ( 3 ) - « حاجب » : مانع . « بوتقه » : ظرفى است كه زرگر در آن طلا را ذوب مىكند . [ در فارسى به آن بوته مىگويند ] . ( 4 ) - مشبّه : حالت ويژهء طلوع خورشيد . مشبهبه : حالت خاص طلاى ذوب شده در بوتهء زرگران . وجهشبه : هيئت برداشت شده از يك چيز زرد درخشان با انقباض و انبساط . « كان » : ادات تشبيه . تشبيه تمثيل و مجمل است . ( 5 ) - « يعنى چنانكه در حلقه كه در قلب ريخته باشند جزوى ممتاز از جزوى نيست و جزوى را نمىتوان طرف و جزوى ديگر را وسط گفتن ، همچنين ايشان نيز در فضيلت مساوىاند و احدى را امتياز بر ديگرى نيست . » ( انوار البلاغه ، ص 263 ) ( 6 ) - مشبّه : « هم » . مشبّهبه : حلقه مفرغه - مفرد مقيّد . وجهشبه : عدم تفاوت و وجود تساوى . « كاف » : ادات تشبيه . تشبيه مجمل است و وجهشبه در آن ذكر نشده است و به اتفاق همهء بلغاء « لا يدرى أين طرفاها » وصف مشبهبه است . نگاه كنيد به كرانهها ، ج 3 ، ص 194 ؛ و انوار البلاغه ، ص 263 ؛ و مختصر ، ص 46 بيان . ( 7 ) - « عزمات » مشبّه . « قضب » : مشبّهبه . ادات تشبيه حذف شده است . وجهشبه : قاطعيت است .